بخت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
Poem:
بخت ِمَن و گیسوی تو همرنگ ِدوات است  است 
ابروی تو افسونگر بُغض ِکلمات است 
این پنجره باز است به روی تو و چشمت 
دلتنگ ترین قافیه گردان ِلغات است 
در دام تو هرکس که بیفتد به طریقی 
زندانی بیچاره ی بی راه نجات است 
بدبخت هرآنکس بدهد دل به تو یک عمر 
سردرگم پیدان شُدَنِ آب حیات است 
پیرم نکن ای دوست و ای دشمنِ جانم 
دیر آمدنت دلخوشی بعد ِوفات است 
این دل که خراب تو شده دیر زمانیست 
چون کشور ِآشفته به دنبال ِثبات است 
در بازی ِچشمان تو با من نکن انکار 
این قلب ِضعیف ِمَنِ خواهان ِتو مات است 
#
معجون حیات است وممات است نگاهت 
چون قهوه ی قاجار که با شاخه نبات است 
#سید_مهدی_نژاد_هاشمی 
@poemnezhadhashemi
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 18:13
برچسب‌ها :