ماهور

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

تماشا می کنی و من دلم از دور می لرزد

سرم  بر دار می رقصد ، لبم مخمور می لرزد

 

دوچشمت انقلاب هستی افکن دارد اینگونه _

خمارت ، دست و پای حضرت انگور می لرزد

 

هوای تاختن بر شهر دارد قوم تاتارت

اگر بی زلزله از ترس ، نیشابور می لرزد

 

مکش لشکر ! مزن نارو ! به جمع ِ سربدارانم

دلم  از  تفرقه اندازی ات بدجور می لرزد

 

هوای عاشقی دارد به سر مهتاب این برکه

که نورانورِ چشمانِ تو،  دورادور می لرزد

 

بیا و فارغم کن از تب ِ افتاده بر جانم

که دست و پام از این وصله ی ناجور می لرزد

 

بزن زخمه به تنبور و بخوان تصنیف آخر را ...

که با ماهور چشمانت ، تنم درگور می لرزد

 

سید مهدی نژادهاشمی 

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:06
برچسب‌ها :