شب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
پرسیدی از این عشق بریدم چه کشیدم 
خیر از تو و دست تو ندیدم چه کشیدم 
باتو هوس ِاوج گرفتن به دلم بود 
درخویش تنیدم نپریدم چه کشیدم 
از بازی این روز و شب ِروشن و تیره 
از بخت شب و موی سپیدم چه کشیدم 
تا قله رسیدی و مَنِ بی نفس آخر 
از دامن تو دست کشیدم چه کشیدم 
گفتی که تو عاشق شده ای با غم ِبسیار 
لب بر لب انکار گزیدم چه کشیدم 
دیوانه ی شاعر شدم و طعنه ی جانسوز 
از دشمن و از دوست شنیدم چه کشیدم 
بگذاشت زمین هرکه غمی داشت فروشی 
آنرا مَنِ بیچاره خریدم چه کشیدم 
#
یک منظره از صبح دلم خواست , ندیدی 
مثل ِدَر ِ بی هیچ کلیدم چه کشیدم 
#سید_مهدی_نژاد_هاشمی 
@poemnezhadhashemi

  • مطالب مرتبط
  • جان
  • تفنگ
  • دومین جشنواره ملی سرای مهر شیراز
  • خس خس
  • شناسنامه
  • شده ام مثل خط خطی های ، ذهن مخدوش یک نفر معتاد
  • نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 10 اسفند 1395 ساعت: 23:33
    برچسب‌ها :