م م:
یک پنجره ی باز به اعجاز لغات است
شأن ِتو برازنده تر از این کلمات است
بر دلهره ی فصل خزان راه ندارد
این باغ معطر به سلام و صلوات است
دلتنگ ِمحبت شده هر کس به طریقی
در محضر تو دست به دامان نجات است
خوشبخت هرآنکس بشود شامل لطفت -
دل برده کویری به لب آب حیات است
گر در به در و خانه خراب است دل ِما
چون قایق آشفته به دنبال ثبات است
از چشمه ی کوثر شده سیراب نگاهت
گر آینه بندان شده با نور صلات است
بیراهه زیاد است; نه اندازه ی لطفت
هرکس که به تو دل بدهد اهل نجات است
#
بایست به شیرینی ذکر تو شود نیک
سالی که شکر خند تر از شاخه نبات است
برچسب:
نویسنده: مریم دادخواه
تاريخ: چهارشنبه
25 اسفند
1395 ساعت: 23:27